دل نوشته دانش آموزان وزیری و شاه رستم بیک در جشنواره جوایز

روزگاری بود
روزگاری تار
روزگاری ناجوان مردانه پنهان کار
روزگار سرد و یخبندان
روز نگار کار نامردان
شبانش تار
روزش مرده در افسار
شعف ؛ کم بود مثل ، یک سرِ سوزن
و غم ، کوهی پرآهن
دل آدم پر از غم بود
سیاهی رخت ماتم بود آمد 
درون این شب یلدا
یکی آمد پر از غوغا
یکی کز جوهر هستی
هنر آورد و کرد راستی
هنر شعری شد و کم کرد
غم را از دل آرام
هنر چشمی شد و گوشی
حدیثی گفت و جان پرورد
"هنر" آغاز گفتن بود
"هنر" هستی آدم شد

                                                                                                                      به نام خداوندگار علم
                                                                                                                            آفریننده هنر
 
بنا بود متنی انتقادی باشد برمبنای مدرسه و توان و دین و سیاست، ولی متنْ انقلابی شد. پاره اش کردیم ، آخر ما را چه به دین ؟! نادانان به زور مهدی سراطیم
ولی سیاست ، ناشکری و کفر است که بگوییم سیاست به ما مربوط نیست ! البته منظور از "ما" ، هم نسلان و همدرسان من است.
خانم ها و آقایان ، با افتخار به شما سیاست مداران ، مشاوران، مدیران و صد البته آینده های کشور را که در کنار شما نشسته اند معرفی می کنم !
البته کلمه " آینده ساز" زیبا تر است .کلمه ای که با تکرار بیهوده اش عمق معنا را از بین بردند!
در حال حاضر ، کشور ما رو به پیشرفت است و ایران شدن. برمبنای  چیزی که واضح است ، تا چندی بعد دیگر هیچ کدام از این سیاست مداران مگر تک و توک نخواهند ماند، و امری بدیهی تر آن  که کشور را ما خواهیم ساخت.
در حال حاضر بیشتر فشار به جای آن که روی دوش دکتر ظریف و همتایانش باشد روی دوش آقای آل هاشمی و همتایانش است، آقایانی چون فدایی، سخاوتی، متینی، و دیگر معلمان و همپایان؛ جمله قابل تاملی است . پاچه خواری و نوشابه باز کردن تلقی اش نکنید.
در حال حاضر نسل ما در آینده کشور را تحویل خواهد گرفت و همان طور که می دانید " آموزش و پرورش " هم نسلان بر عهده این دوستان است .
به دوش مدرسه !
کلمه آموزش و پرورش هم به لطف خیلی ها به سخره گرفته شده
در نگاه من که در بین تلاطم کنکور- نهایی این روز ها هستم این نسل بیشتر از همه نیازمند رهایی روح اند.
در مدارس هم دعوا و کشمکش های نچندان پنهان بین کار های درسی و هنری بارز است.
راستش به "هنر" کم بها داده می شود.
به کارنامه "درسی" مهرآیین از اولین دوره هایش که برادرم بود تا یکی مانده به آخرین دوره اش که من هستم نگاه می کنم ، کارنامه ی سرشار از پستی و بلندی ولی برآیند رو به بالاست . ولی کارنامه "هنر – فرهنگی و غیر درسی" که نگاه می کنم ، مانند تاریخ است. هر از گاهی ، یکی ، یکجا، یک حرفی برای گفتن داشته و رفته!
به جز امسال ، راستش کم لطفی است که بگوییم کم اتفاقاتی افتاده! به لطف دو دوست تازه ولی نه تازه کار مهرآیین که خیلی حرف ها پشتشان و توی رویشان گفته شده و گفته خواهد شد ، استعداد های هنر و فرهنگ امسال نسبت به قبل نموداری عمودی پیدا کرده است، واین مقام ها با تمام کم گذاری های مدرسه و پاپیچی دوستان "خود مدیر بین" کسب شده اند.
همین ها هم با چنگ و دندان این دو دوست و بچه ها بدست آمده و لطمه ای هم به درس وارد نشده . پس ای کاش می شد مدرسه ی روی به پیشرفتمان برای آینده های کشور ، همه جانبه مایه بگذارد و همه طرفه خرج کند ، نه تنها برای درس و تست.
مهم است ، کنکور را می گویم !! کشور سیاست مدار بی سواد که ندارد . برای مثال جای آنکه از یک آهنگ سالار عقیلی که به علت تشابه اسمی اش مورد پسند دوستان است، عملا سو استفاده کنیم. بازوی خویش ببینیم و استعداد های بارز خودمان را که کم هم نیست پیدا کنیم و چیزی از خودمان برای گفتن داشته باشیم. بارزترینش همین بود و گرنه مثل در مدرسه ما زیاد است
بگذاریم مهرآیینی مهرآیین را بسازد، همان طور که "ایرانی" ایران؛ انرژی اتمی ها انرژی را و مفیدی ها مفید را.
بگداریم مهرآیین جز معدود مدارسی باشد که "انسان" ، چه بسا موفق را تحویل آینده ی ایران می دهد.
زندگی را کنار درس یاد ندهیم ، زندگی را قسمتی از درس نکنیم ، در کنار زندگی کردن درس خواندن ، واجب بودن درس خواندن برای زندگی را آموزش دهیم.
تشکر می کنم از آقای آل هاشمی برای اجازه ای که به ما دادند برای انتقادی مستقیم. امیدواریم تفکر انتقادی مسالمت آمیز در مدرسه ماهم ، جا بیفتد.
راستش پشتیبانی ایشان را ما واقعا حس می کردیم ولی پاپیچی خیلی دوستان که به اشتباه "دین" را علم می کردند ، مزاحم کارهای ما بودند. "دین" به این بدی که می گویند نیست!
آرش وزیری-آریا شاه رستم بیک دانش آموزان پایه سوم تجربی
اردیبهشت95




 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید